راستش همیشه  دلم می خواسته وبلاگ داشته با شم ولی از اونجایی که آدم تنبلی هستم خمیازه وبلاگ نویسی رو کار پر دردسری می دیدم که حو صله و وقت زیادی می خواد  به همین دلیل همیشه در حد یک فکر تو ذهنم بود. البته فقط تنبلی نبود حس مسئولیت پذیری توام بانگرانی هم بود!یوللابد می پرسید تنبل و مسئولیت پذیری؟! می دونید که استثنا همیشه وجود داره!و امااین حس مربوط می شد به اینکه می دیدم یک عالمه وبلاگ های شبیه هم درست شده وببخشید این طور می گم ولی هر کی از ننش قهر میکنه(نه همه!) میاد  وبلاگ می زنه بدون اینکه فکر کنه چی می خواد بنویسه اصلا حرفی برای گفتن داره یا اینکه می خواد شعرو ور  بنویسه یا مطلب دیگران رو کپ بزنه و خلاصه اینکه وقت خودش وبقیه رو تلف کنه(واضحه که منظورم اون دسته از وبلاگ نویسانی که همیشه از مطالب خوبشون استفاده می کنیم و اکثرا هم حرفه ای هستند،نیست!) . حالا از بحث دورنشیم منم با خودم گفتم پسر نکنه تو هم وبلاگ  بزنی بعدش وبلاگ خودت بشه  از همه بدتر! واز اونجایی که همیشه بیرون گود ایستادن و گفتن اینکه لنگش کن آسونترین کارمی باشد بنابرین من تنبل هم همین کارو کردم  و از بیرون گود ایستادن حالی وافر بردم! تا به امروز که دوستی(  از مدیران پرشین بلاگ ( اسمشو نمی گم تا تبلیغ نشه!))  گفت : نه داداش کور خوندی خودتم باید بیای تو گود ببینیم چیکاره ای؟!  خلاصه با تشویق و اصرار ما رو هل داد تو گود! منم که اصلا تو مرامم نیست کم بیارم! یک چرخه زورخونه ای زدم  و به قول محمد صالح علا وارد مرغزاروبلاگ نویسی شدم !حالا بگیرید منو که اومدم...از خود راضی

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۱٥ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط Ali sadeghian نظرات ()


+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۱۳ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط Ali sadeghian نظرات ()